المسعودي ( مترجم : م . ابو القاسم پاينده )

245

التنبيه والإشراف ( فارسي )

و اهل عراق و ديگر ظاهريان چون ابو سليمان داود بن على اصفهانى و غيره گفته‌اند پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم مكه را بجنگ گشود و زمين و خانهء مهاجران را كه در مكه بود بايشان واگذاشت و آن را غنيمت نكرد و به اين سخن پيغمبر صلى الله عليه و سلم استدلال كرده‌اند كه فرمود : « بدانيد كه خدا فيل را از مكه باز داشت و پيغمبر خويش و مؤمنان را بر آن تسلط داد ، بدانيد كه مكه براى هيچكس پيش از من حلال نبود و براى هيچكس پس از من حلال نخواهد شد . » و هم اين گفتار وى كه فرمود : « هر كجا به اوباش قريش برخورديد آنها را درو كنيد » . و اينكه فرموده بود ابن خطل و عبد الله بن سعد بن ابى سرح و مقيس بن حبابه و غيره را بكشند با دلايل ديگر كه آورده‌اند . ولى ابو عبيد الله محمد بن ادريس شافعى و موافقان وى گفته‌اند كه پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم بجنگ وارد مكه نشد بلكه به صلح وارد شد و از پيش به آنها امان داده و گفته بود : « هر كه در خانهء خود باشد ايمن است و هر كه سلاح بگذارد ايمن است . » و بدليل گفتار خدا عز و جل كه فرمود : « او بود كه در دل مكه از آن پس كه شما را بر آنها فيروزى داده بود دستهاى آنها را از شما و دستهاى شما را از آنها باز داشت . » اما مطابق روايتى كه ابو جعفر محمد بن جرير طبرى از بشر بن معاذ از يزيد بن زريع از سعيد از قتاده نقل كرده اين آيه دربارهء غزاى حديبيه نازل شده است . ابو عبد الله مالك بن انس اصبحى از ذى اصبح بن مالك از حمير و ديگر اهل مدينه نيز بر اين رفته‌اند . زيرا وقتى اهل مكه بجان امان يافتند اموالشان نيز تابع نفوس بوده است . جمعى ديگر از جمله ابو عبيد قاسم بن سلام گفته‌اند : « پيغمبر خدا صلى الله عليه و سلم مكه را بگشود و بر مردم آنجا منت نهاد و آنجا را به آنها داد و تقسيم نكرد و غنيمت نشمرد . » و دلايل ديگر آورده‌اند .